يحيى السهروردي
38
رسالة هياكل النور ( فارسي )
12 - 2 . در اين زمينه ، دوانى واژهء " هيكل " را به معناى " صورت " گرفته وبا استناد به عقيدهء حكماى باستان در ظل ونمود أنوار مجرّده دانستن ستارگان ، " هياكل النّور " را نام بناهايى ذكر مىكند كه صورت فلزى ساخته شده براي هر يك از " كواكب سبعه " ( : سيّارات هفتگانه ) را در آنها نهاده ودر زمان خاص هر يك از اين سيّارات ، آهنگ آن كرده وروشنى برمىافروختند وقرباني مىكردند « 1 » . به نظر دوانى ، سهروردى اين رساله را به اين دليل هياكل النّور ناميده كه در آن از أحوال أنوار مجرّده سخن گفته ودر واقع ، ألفاظ وعبارتهاى آن به طلسمهاى ياد كردهء آن حكماء مانند است « 2 » . مراجعه به فحواى منابع كهن نيز ، ادّعاى دوانى را به لحاظ تاريخي تأييد مىكند « 3 » . با اين حال ، به نظر مىرسد كه سخن غياث الدّين منصور دشتكى در اين باره ، با توجه به الگوى اصلى هستىشناسى سهروردى ، به واقعيّت نزديكتر باشد . چه ، أو ضمن اشاره به اين كه واژهء " هيكل " در أصل به بناهاى بزرگ وبه ويژه به بتخانهها وخانهء ترسايان اطلاق مىشود ؛ از معنى ديگر آن ، يعنى " تعويذ ودعا " نيز ياد كرده وعلّت نامگذارى اين رساله توسط سهروردى به هياكل النّور وبخشبندى هفتگانهء
--> ( 1 ) . جلال الدّين محمّد دوانى ، « شواكل الحور في شرح هياكل النّور » ، ثلاث رسائل ، به كوشش احمد تويسركانى ، مشهد ، 1411 ق ، ص 115 . ( 2 ) . همان ، صص 115 - 116 . ( 3 ) . نك : أبو الحسن مسعودى ، مروج الذهب ومعادن الجوهر ، به كوشش باربيه دومنار وپاوه دكورتل ، افست تهران ، 1970 م ، ج 4 ، صص 61 - 64 ؛ همو ، همان ، ترجمهء أبو القاسم پاينده ، تهران ، 1378 ش ، ج 1 ، صص 598 - 599 .